تبلیغات
پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام - مطالب فروردین 1391






























پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام

منظور از «هجوم» در تاریخ‌نگاری مصائب حضرت زهراعلیهاالسّلام چیست؟ و این هجوم چند بار اتّفاق افتاده است؟

پاسخ:

مطالعه یک‌پارچه منابعی که از حوادث و رویدادهای پس از سقیفه بنی‌ساعده یاد کرده‌اند؛ ما را با حوادث ناگوار متعدّدی مواجه می‌سازد که یکی از آن‌ها، حادثه «هجوم به خانه حضرت زهراعلیهاالسّلام» می‌باشد.

خاطر‌نشان می‌گردد: هر مرتبه از حضور هواداران مسلّح خلیفه در اطراف درب خانه فاطمه‌علیهاالسّلام، به فرمان ابوبکر(1) و با هدف اخذ بیعت از امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام را، «هجوم» می‌نامیم.

اگر به تعریف مذکور، قیدِ «حمله» شامل: «ارعاب، تهدید به احراق و اِعمال عناصری از جنس خشونت» را بیفزاییم، نقل‌های «هجوم به بیت فاطمه‌علیهاالسّلام» به دو گروه تقسیم می‌گردند.(2)

گروه اوّل: نقل‌های حاکی از «هجوم اوّل = هجوم منجر به شکست تحصّن».

گروه دوم: نقل‌های حاکی از «هجوم اصلی = هجوم منجر به وقوع احراق و ایراد ضرب و جرح به حضرت زهراعلیهاالسّلام».

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 ساعت 09:32 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

گریه و خنده حضرت زهرا(س) در استماع کلام پیامبر(ص)

 عایشه نقل می کند که پیامبر(ص) در بیماری که منجر به وفاتشان گردید فاطمه(س) را خواست و کلامی را به صورت پنهانی به وی فرمود که به واسطه آن فاطمه(س) گریست. سپس دوباره او را خواند و کلام پنهانی دیگری به وی فرمود که این بار فاطمه(س) به واسطه شنیدن آن خندان گردید. از ایشان علت این گریه و خنده را پرسیدم؛ فرمود: پیامبر(ص) به من خبر وفات خود را داد که مرا گریان کرد سپس مرا خبر داد که اولین کسی که از خانواده به وی ملحق می شود من هستم که این مرا شاد گرداند.

در کتاب ابن شاهین آمده که ام سلمه و عایشه از حضرت زهرا(س) علت گریه و خنده اش را پرسیدند. حضرت فرمود: پیامبر(ص) به من خبر وفات خود و اینکه به فرزندانش سختی و مصیبت می رسد را داد که به واسطه آن گریان شدم. سپس به من فرمود که تو اولین نفر از خانواده ام هستی که به من ملحق می شوی که به واسطه آن خوشحال شدم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 ساعت 07:24 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

حال حضرت زهرا(س) بعد از وفات پیامبر(ص) و وصیت های حضرت:

روایت شده كه حضرت زهرا(س) بعد از فوت پدر بزرگوارش دائماً سر خود را مى‏بست، جسمش ناتوان بود، قوّت خود را از دست داده بود، چشمانش گریان و قلبى سوخته داشت، ساعت به ساعت غش مى‏كرد و به حسنین علیهما السّلام مى‏فرمود:

پدر (یعنى جدّ) شما كه شما را گرامى مى‏داشت و مرتّب شما را در آغوش مى‏گرفت كجاست؟ كجاست آن جدّ شما كه از همه مردم بیشتر به شما مهربان بود، نمى‏گذاشت كه روى زمین راه بروید، افسوس كه هرگز نخواهم دید جدّ شما در خانه مرا باز نماید و شما را به دوش خود بگیرد، در صورتى كه دائما این عمل را انجام مى‏داد.

سپس حضرت زهرا(س) مریض شد و مدت چهل شب بیمارى او ادامه پیدا كرد.

آنگاه امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و على علیه السّلام را خواست و به على(ع) سه وصیّت كرد:

1- با امامه دختر خواهرش ازدواج نماید، زیرا كه او فرزندان حضرت زهرا را دوست مى‏داشت.

2- از براى حضرت فاطمه تابوت بسازد، زیرا ملائكه صورت تابوت را به او نشان داده بودند و آن بانو اوصاف آن را براى حضرت امیر شرح داد.

3- احدى از آن افرادى كه در حقّ آن بانو ظلم كرده بودند در تشیع جنازه‏اش حاضر نشوند و بر جنازه‏اش نماز نخوانند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 ساعت 07:15 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

سبب شهادت حضرت زهرا(س) از زبان امام صادق(ع)

امام صادق(ع) فرمود:

فاطمه(س) در سوم ماه جمادی الثانی سال 11 هجری در روز سه شنبه به شهادت رسید! سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند) پس آن دو نفر از اصحاب پیامبر(ص)-ابوبکر و عمر- از امیرالمومنین(ع) خواستند که نزد فاطمه برایشان وساطت نماید. پس امیرالمومنین(ع) از زهرا(س) درخواست کرد تا ایشان را بپذیرد. –و زهرا(س) پذیرفت- پس زمانی که به خدمت فاطمه(س) رسیدند به حضرت عرض کردند: حالت چطور است ای دختر رسول خدا(ص)؟ فرمود: حالم خوب است به حمد خدا. سپس فاطمه(س) فرمود: از پیامبر(ص) نشنیدید که فرمود فاطمه(س) پاره تن من است پس هر کس که وی را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازرد همانا خداوند را آزرده است؟ هر دو گفتند: بله شنیده ایم. حضرت فرمود: پس قسم به خدا شما دو نفر مرا آزردید. پس آن دو نفر از نزد فاطمه(س) رفتند در حالی که حضرت از دستشان غضبناک بود.


متن عربی:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع فِی جُمَادَى الْآخِرَةِ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثٍ خَلَوْنَ مِنْهُ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ كَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّیْفِ بِأَمْرِهِ فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِیداً وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا یَدْخُلُ عَلَیْهَا وَ كَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ ص سَأَلَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص أَنْ یَشْفَعَ لَهُمَا إِلَیْهَا فَسَأَلَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا دَخَلَا عَلَیْهَا قَالَا لَهَا كَیْفَ أَنْتِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ بِخَیْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا مَا سَمِعْتُمَا النَّبِیَ‏ یَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ قَالَا بَلَى قَالَتْ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ آذَیْتُمَانِی قَالَ فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا ع وَ هِیَ سَاخِطَةٌ عَلَیْهِمَا.

بحارالأنوار ج : 43 ص : 171


نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 ساعت 06:00 ق.ظ توسط شاهد نظرات |


Design By : Pichak