تبلیغات
پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام - مطالب اردیبهشت 1391






























پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام

در وقت شهادت فقط امام حسن عسکری(ع) بر بالین پدر حاضر بود

بنابر قول شیخ صدوق و بعضى دیگر، معتمد عباسى برادر معتز آن حضرت را مـسـمـوم كـرد(1)

و در وقت شهادت آن امام غریب غیر از امام حسن عسكرى علیه السـلام كـسـى نـزد بـالیـن آن جـنـاب نـبـود و چـون حضرت از دنیا رحلت فرمود جمیع امرا و اشـراف حـاضـر شـدنـد.

و امام حسن علیه السلام در جنازه پدر شهید خود گریبان چاك زد و خـود مـتـوجـه غـسـل و كـفـن و دفـن والد بـزرگـوار خـود شـد و آن جـنـاب را در حـجـره اى كه محل عبادت آن حضرت بود دفن كرد(2)


منابع:

1.       مناقب ابن شهر آشوب 4/433.

2.       منتهی الامال-زندگانی امام هادی(ع)


نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 10:13 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

امام حسن عسکری(ع) در تشییع پیکر پاک پدرشان گریبان چاک نمودند

امام حسن عسگری علیه السلام در مراسم تشییع پیکر مطهر پدرش، امام هادی علیه السلام، گریبان چاک کرد. کسی به نام ابو عون برای او نامه نوشت که: «چه کسی از اولیای خدا را دیده‌ یا شنیده‌ای که در عزای کسی گریبان چاک کرده باشد؟»

امام حسن عسگری علیه السلام در پاسخش نوشت: «ای نادان! تو چه می‌فهمی؟ بدان که موسی علیه‌السلام در عزای برادرش هارون گریبان چاک کرد.

متن عربی روایت:

  [رجال الكشی‏] أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ كُلْثُومٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ وَ غَیْرِهِ قَالَ خَرَجَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع فِی جَنَازَةِ أَبِی الْحَسَنِ ع وَ قَمِیصُهُ مَشْقُوقٌ فَكَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَوْنٍ الْأَبْرَشُ قَرَابَةُ نَجَاحِ بْنِ سَلَمَةَ مَنْ رَأَیْتَ أَوْ بَلَغَكَ مِنَ الْأَئِمَّةِ شَقَّ ثَوْبَهُ فِی مِثْلِ هَذَا فَكَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو مُحَمَّدٍ ع یَا أَحْمَقُ وَ مَا یُدْرِیكَ مَا هَذَا قَدْ شَقَّ مُوسَى عَلَى هَارُونَ.(1)

اما دلها بسوزد...

زینب(س) در مجلس یزید با دیدن سر نورانی برادر گریبان چاک زد

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 10:12 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

امام هادی(ع) بر هم زننده بزم شراب

هنگامى كه بدخواهان در نزد متوكل، از امام هادى‏علیه السلام سعایت و بدگویى كرده و گفتند: در منزل او سلاح و نوشته‏ها و اشیاى دیگرى است كه از طرف شیعیان به وى رسیده و او قصد قیام بر ضد دولت تو را دارد، متوكل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد، آنان شبانه به خانه امام‏ علیه السلام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنها دیدند كه حضرت تنها در اطاقى دربسته نشسته و در حالى كه جامه پشمین بر تن دارد و بر زمین خاكى روى شن و ماسه نشسته، به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را با همان حال دستگیر كرده و نزد متوكل بردند و به او گزارش دادند كه در خانه‏اش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم كه قرآن مى‏خواند. متوكل چون امام را دید، از عظمت و هیبت امام بى‏اختیار ایشان را احترام نموده و در كنار خود نشانید و با كمال گستاخى جام شرابى را كه در دست داشت‏به امام علیه السلام تعارف نمود. امام سوگند یاد كرده و فرمود: «گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معاف دار!» متوكل حضرت را معاف نمود و گفت: شعرى بخوان! حضرت فرمود: «من شعر كم مى‏خوانم‏». متوكل گفت: «باید بخوانى!» امام هادى علیه السلام آن گاه كه اصرار وى را دید اشعارى را قرائت نمود كه تمام اهل مجلس متاثر شده و به گریه افتادند و بزم شراب و عیش به سوگ و عزا تبدیل شده و آنان جامهاى شراب را بر زمین كوبیدند. اشعار امام چنین بود:

بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الْأَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ            غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ‏

[گردنكشان] بر قله كوهساران شب را به روز آوردند در حالى كه مردان نیرومند از آنان پاسدارى مى‏كردند، ولى قله‏ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند.



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 10:11 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

«سامراء» شهری در غربت...

امام هادی(علیه‌السلام) حدود 20 سال و 9 ماه در سامراء اقامت نمودند و در همان جا به شهادت رسیدند. این شهر در سینه خود حرف‌های نگفته بسیاری دارد که اگر روزی دهان باز کند اسرار شیعه و غم‌های شیعه را بازگو خواهد کرد.

موقعیت جغرافیایی شهر سامراء

این شهر به سبب وجود مرقد مطهر دو پیشوای شیعه؛ امام هادی و امام عسکری (علیهما‌السلام) مورد توجه جهان تشیع است. در کرانه شرقی رود دجله در میان راه بغداد - تکریت شهر سامراء قرار دارد و در حال حاضر مرکز استان صلاح الدین عراق است که از شرق به استان کرکوک، از شمال به نینوا و از غرب به استان الابنار و از جنوب به بغداد محدود می‌شود.

تاریخچه شهر

این شهر همانند سایر شهرهای عراق قدمت دیرینه‌ای دارد. برخی بنای آن را عصر قبل از اسلام و دوران اشکانیان و ساسانیان می‌دانند و یاقوت حموی سامراء را ساخته «سام بن نوح» می‌داند. بر اساس متون تاریخی این شهر در عصر ساسانی زیر سلطه ایران بود و مردم آن به پرداخت مالیات به پادشاهان ایرانی ناچار بودند. با تسلط رومیان بر این منطقه مردم آن به مسیحیت گرویدند و به دنبال جنگ‌های ایران و روم این شهر دچار آسیب کلی شد. در سال 14ق توسط سعد بن ابی وقاص سامراء به تصرف مسلمین درآمد. امّا تا قرن سوم هجری و زمان معتصم عباسی توجهی به سامراء نشد.

در 221هـ . معتصم عباسی این شهر را آباد نمود و نظامیان ترک خود را آنجا سکنی داد و از آن زمان پایتخت خلافت عباسی به سامراء انتقال پیدا کرد. پس از معتصم، واثق و متوکل فرزندان او نیز در آبادانی سامراء کوشیدند تا آن که معتضد شانزدهمین خلیفه عباسی پایتخت را از سامراء به بغداد انتقال داد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ساعت 10:10 ق.ظ توسط شاهد نظرات |


بسم رب الهادی

بگیر دست مرا، «عادَتُکُمُ الاِحسان»

ببار بر دل من روشنای جامعه را

خفاشِ خنّاسِ تیره چشم و سیه دل چه می فهمد روشنی آفتاب پر فروغ هادی(ع) را. آن هدایت گری که از  کلامش «جامعه» می ریزد و با گوشه نگاهش «عبدالعظیم» می پروراند. کور دلان پنداشتند که زندانیش کردند اما مگر می توان خورشید را به بند کشید؟! ناپاکان در اندیشه زوالش بودند اما رایت هدایتی را که حق برافراشته باشد، افتادنی نیست.

چندی ست که تیره دلان جریانی برنامه ریزی شده برای وهن معتقدات و مقدسات شیعه به راه انداخته اند تا به خیال خام خودشان پایه های اعتقادی ما را سست نمایند. در این میان آن چه دل شیعه را جریحه دار کرده –و سزاست که در مصیبتش خون گریه کنیم- توهین هایی ست که به ساحت مقدس و پر نور دهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت علی بن محمد الهادی النقی(ع) روا گشته است.

در این میان وظیفه خود دانستیم تا جنبشی به فراخور توان خود در اعلانِ برائت از خناسان و معاندین ولایت و همچنین اعلانِ تولی به آن امام هُمام به راه بیاندازم. فلذا آن را جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع) نامیدیم. در این جا از همه دلدادگانی که می خواهند برائت و بیزاری خویش را از این توهین ها اعلام دارند در خواست می کنیم که به ما بپیوندند، تا فضای مجازی را پر کنیم از نور تبری و تولی.

برنامه ها و اقدامات:

1.       نامگذاری این دهه -از 24 جمادی الثانی تا 3 رجب مطابق با 27 اردیبهشت تا 5 خرداد- به نام دهه هادویه در فضای اینترنت و... (چون دو نقل شهادت ایشان به همراه وفات فرزند ایشان سید محمد در این دهه می باشد.)

2.       فراخوان ارسال شعر، متن ادبی و مقالات علمی درباره امام هادی النقی(ع) و اعلان برائت از هتاکان. لازم به ذکر است که عزیزان می توانند اشعار، متن های ادبی و مقالات علمی خود را به آدرس: emamhadi245@yahoo.com ارسال نمایند. انشاالله به برترین های هر بخش جوایزی اهدا می گردد.

3.       جهت انتشار هر چه بیشتر مطالب مربوط به امام هادی(ع) و استفاده و نشر آن در سایت ها و وبلاگ ها، اشعار برگزیده دریافتی را به طور روزانه در پایگاه حسینیه مدح و مرثیه به آدرس: http://hosenih.mihanblog.com  و  متن های ادبی و مقالات علمی را در پایگاه هیات مکتب الشهداء به آدرس: http://maktab-shohada.mihanblog.com  به نمایش در می آوریم.

4.       جهت پیوستن همه ولایت مداران به این جنبش از همه دوست داران اهل بیت(ع) تقاضا می شود که کد بنر حمایتی زیر را در قسمت تنظیمات وبلاگ یا سایت خود درج نمایند تا هم تولی و تبری خود را نشان دهند و هم خیل بیشتری را به این جنبش دعوت نمایند.


<SPAN style="position:absolute; right:0px; top:0px;"><a target=_blank href=" http://hosenih.mihanblog.com/post/4062" _wpro_href=" http://hosenih.mihanblog.com/post/4062"><img border=0 src="http://up.vatandownload.com/images/oxp68r95lah7k2wzpa8.gif" _wpro_src=" http://up.vatandownload.com/images/oxp68r95lah7k2wzpa8.gif " alt="جنبش وبلاگی فدائیان امام هادی النقی(ع)"></a></SPAN>


نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 09:39 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

ام‏البنین(س)،مادر مهتاب

خورشید همواره در چشمان مادرانى طلوع مى‏كند كه به دور دستها خیره شده‏اند و براى فرداها مردان و زنانى مى‏پرورانند تا در زمین، این امانت الهى، جانشینى آسمانى باشند.

دامان تربیت مادران مهد پرورش انسانهاى پاك و خدایى است و ما با نگاهى درس‏آموز از زندگانى این مادران توشه معرفت‏برمى‏چینیم.

یكى از مادران برجسته تاریخ «ام‏البنین، فاطمه كلابیه‏» است كه زندگى او مالامال از عشق به ولایت و امامت‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن‏على(ع) بسیار موفق بوده است. 

تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهاى فردى این بانو و صبر و بردبارى در خانه امامت و تربیت فرزندانى كه همگى پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگى خویش دست از ولایت نكشیده‏اند و پیام‏رسانى و مبارزه سیاسى این بانوى كریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وى دارد.

اینك پژوهشى كوتاه در زندگى این پاك بانوى عرب داریم تا از زلال صفات او قطره‏اى معرفت‏یابیم و خویش را در مسیر كمال قرار دهیم.

از قبیله خورشید

«حزام بن‏خالد بن‏ربیعة بن‏وحید بن‏كعب بن‏عامر بن‏كلاب‏» (1) پدر ام‏البنین است مردى شجاع و دلیر و راستگو كه از صفات ویژه او اكرام به میهمان و منطق قوى اوست. تاریخ ویژگیهاى این مرد بزرگ را به مناسبتهاى گوناگون چون جریان خواستگارى ام‏البنین و ازدواج حضرت على(ع) ذكر مى‏كند.

مادر بزرگوار ام‏البنین، «ثمامه (یا لیلى) دختر سهیل بن‏عامر بن‏جعفر بن‏كلاب‏» (2) است كه در تربیت فرزندان كوشا بوده و تاریخ از وى چهره درخشانى را به تصویر كشیده است. بینش عمیق، دوستى با فرزندان در كنار وظیفه مهم مادرى و چونان معلمى دلسوز آموختن باورهاى اعتقادى و مسایل مربوط به همسردارى و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهاى خاص این بانو است.  


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 05:58 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانى و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست‏بعد از پیامبر گرامى و اینگونه در خبر آمده است.»

پس از خواب بیدار شدم در حالى كه مى‏ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیاى من چیست؟!» مادر به دخترك فهیمه و عاقله خود گفت:

«دخترم رؤیاى تو صادقه است اى دختركم به زودى تو با مرد جلیل‏القدرى كه مجد و عظمت فراوانى دارد ازدواج مى‏كنى. مردى كه مورد اطاعت امت‏خود است. از او صاحب 4 فرزند مى‏شوى كه اولین آنها مثل ماه چهره‏اش درخشان است وسه تاى دیگر چونان ستارگانند.»

پس از صحبتهاى دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن‏خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش على(ع) سؤال كرد و گفت:

آیا دخترمان را شایسته همسرى امیرالمؤمنین(ع) مى‏دانى؟ بدان كه خانه او خانه وحى و نبوت و خانه علم و حكمت و آداب است اگر او را (دخترت را) اهل و لایق این خانه مى‏دانى - كه خادمه این خانه باشد - قبول كنیم و اگر اهلیت در او نمى‏بینى پس نه؟

همسر او كه قلبى مالامال از عشق به امامت داشت گفت:

اى «حزام‏» به خدا سوگند من او را خوب تربیت كردم و از خداى متعال و قدیر خواستارم كه او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد براى خدمت‏به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(ع) پس او را به على بن‏ابیطالب، مولایم، تزویج كن. (12)

اگر چه خواب حجت نیست و جهت امور مهمى مثل ازدواج نمى‏توان تنها به خوابها اكتفا كرد ولى راهنماى خوبى براى رسیدن به مقصود مى‏باشد اگر بیننده خواب مهذب باشد و طهارت ظاهرى و باطنى را حفظ كند و اندیشه‏هاى شیطانى و خطورات ذهنى پراكنده نداشته باشد خوابهاى او داراى تعبیر و تاویل مناسبى خواهد بود. ام‏البنین از شخصیتهایى بود كه این طهارت را داشته و همواره در رفتار و كردار خویش راه صحیح و مناسب را پیش مى‏گرفته است و از این رو رؤیاى او به این زیبایى لباس واقعیت و حقیقت مى‏پوشد و چهار پسر براى سید عالمیان على(ع) مى‏آورد كه یكى قمر بنى‏هاشم مى‏شود و دیگران نیز ستارگان آسمان ولایت و امامت هستند.

اینگونه ازدواج آسمانى این دو بزرگوار صورت مى‏گیرد و در طول زندگى مشترك همواره اطاعت و احترام و تكریم و ملاطفت در مورد فرزندان على(ع) از سوى ام‏البنین مشهود بوده است.

در هنگام شهادت مولا على بن‏ابیطالب(ع) فرزند بزرگ ام‏البنین، عباس بن‏على، كمتر از15 سال سن داشت و همراه با برادرانش كه كوچكتر از وى بودند در دوران كودكى پدر بزرگوار خویش را از دست داده و غبار یتیمى بر سیمایشان نشسته بود.

این زن فداكار و ایثارگر جوانى و نیروى خویش را صرف تربیت و حفظ فرزندان خانه ولایت نموده و چونان گذشته خود را وقف فرزندان فاطمه زهرا(س) نیز مى‏كرد و بسان مادرى مهربان و دلسوز در خدمت آنها بود.

وفادارى ام‏البنین به همسر بزرگوار خویش به حدى است كه پس از شهادت حضرت على(ع) با آنكه جوان بوده و از زیبایى ویژه نیز برخوردار مى‏باشد تا پایان عمر ازدواج نكرده و همسر دیگرى را اختیار نمى‏كند. این همسر شهید ایثارگونه به تربیت فرزندان على(ع) مشغول بوده و بذر عشق و محبت و ایثار در وجود آنها مى‏افشاند.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 05:57 ب.ظ توسط شاهد نظرات |


Design By : Pichak