تبلیغات
پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام - مطالب حضرت خدیجه(س)-فضائل






























پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام

اولین بیعت کننده با امیر المومنین(ع)

(پیامبر خدا(ص) پس از این که به رسالت مبعوث گردیدند و بعد از اینکه امیر المومنین(ع) و خدیجه کبری(س) به وی در همان ابتدا ایمان آوردند از خدیجه(س) به ولایت علی(ع) بعد خود اقرار گرفت...)

(پیامبر(ص) فرمود:)...ای خدیجه! دستت را بر روی دست علی بگذار و با او بیعت کن. -پس خدیجه آن گونه کرد- و خدیجه همان گونه که علی (ع) با پیامبر بیعت نموده بود با ایشان بیعت کرد لکن با این فرق که جهاد بر وی واجب نگردید.

سپس پیامبر(ص) فرمودند: ای خدیجه! این علی است مولای تو و مولا و امام مومنین بعد از من. خدیجه فرمود: راست فرمودی ای رسول خدا! همانا من همان گونه که شما فرمودی با او بیعت کردم؛ خداوند و تو را –بر این کار-شاهد می گیرم و همانا برای شهادت خداوند گواه و دانا کفایت می کند.


متن عربی:

...یَا خَدِیجَةُ ضَعِی یَدَكَ فَوْقَ یَدِ عَلِیٍّ فَبَایِعِی لَهُ فَبَایَعَتْ عَلَى مِثْلِ مَا بَایَعَ عَلَیْهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع عَلَى أَنَّهُ لَا جِهَادَ عَلَیْهَا ثُمَّ قَالَ یَا خَدِیجَةُ هَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاكِ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامُهُمْ بَعْدِی قَالَتْ صَدَقْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ بَایَعْتُهُ عَلَى مَا قُلْتَ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً عَلِیماً.

 بحارالأنوار ج : 18 ص : 234


نوشته شده در دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 05:13 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

سلام خداوند در شب معراج بر خدیجه(س)

رسول خدا(ص) فرمود: وقتی که در شب معراج ، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد، هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم : «آیا حاجتی داری؟» جبرئیل گفت: « حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه برسانی» پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقتی که به زمین رسید ، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ کرد. خدیجه گفت «همانا ذات پاک خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوی او باز گردد و برجبرئیل سلام باد.»


متن عربی:

 [تفسیر العیاشی‏] عَنْ زُرَارَةَ وَ حُمْرَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ ع قَالَ لِی لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی حِینَ رَجَعْتُ وَ قُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ قَالَ حَاجَتِی أَنْ تَقْرَأَ عَلَى خَدِیجَةَ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی السَّلَامَ وَ حَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّهَا قَالَتْ حِینَ لَقَّاهَا نَبِیُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِی قَالَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ وَ عَلَى جَبْرَئِیلَ السَّلَامُ.

بحار الانوار ج۱۶،ص۷-تفسیر عیاشی


نوشته شده در دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 05:11 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

بی تابی فاطمه(س) در وفات مادر و بشارت پیامبر(ص) به وی

امام صادق علیه السّلام فرموده:

هنگامى كه حضرت خدیجه رحلت نمود فاطمه علیها السّلام كه كودكى بیش نبود دائماً خود را به رسول خدا علیه السّلام نزدیك مى‏كرد و در اطراف او مى‏گشت و مى‏گفت: اى رسول خدا! مادرم كجاست؟ ولى پیامبر به او پاسخى نمى‏داد و فاطمه به دنبال كسى بود كه بتواند پاسخ این سؤال را از او بگیرد، و پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیز در فكر بود كه چه جوابى به او بدهد، در این حال جبرئیل بر او نازل گردیده و گفت: خداوند مى‏فرماید: به فاطمه سلام برسان و به او بگو كه مادرت با آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران، در خانه‏اى است كه در بهشت قرار دارد و دیوارهاى آن از طلا و ستونهاى آن از یاقوت سرخ است.

و فاطمه مى‏گفت: خدا سلام و سلامتى است، و سلام و سلامتى از او و به سوى اوست.


متن عربی:

رُوِیَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ خَدِیجَةَ لَمَّا تُوُفِّیَتْ جَعَلَتْ فَاطِمَةُ تَلُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَدُورُ حَوْلَهُ وَ تَسْأَلُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیْنَ أُمِّی فَجَعَلَ النَّبِیُّ ص لَا یُجِیبُهَا فَجَعَلَتْ تَدُورُ عَلَى مَنْ تَسْأَلُهُ وَ رَسُولُ اللَّهِ لَا یَدْرِی مَا یَقُولُ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ إِنَّ رَبَّكَ یَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ عَلَى فَاطِمَةَ السَّلَامَ وَ تَقُولَ لَهَا إِنَّ أُمَّكِ فِی بَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ كِعَابُهُ مِنْ ذَهَبٍ وَ عُمُدُهُ مِنْ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ بَیْنَ آسِیَةَ امْرَأَةِ فِرْعَوْنَ وَ مَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ.

 

×××

الخرائج « الخرائج و الجرائح، ج 2 ص 529 شماره 4.»

و مراجعه شود به:

عوالم العلوم، ج 11 ص 114 ب 3 ح 1- امالى شیخ طوسى، ج 1 ص 178- بحار الانوار، ج 16 ص شماره 1.


نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1390 ساعت 07:25 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

فضائل حضرت خدیجه(س)

 و روایت شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر (ص) آمد و در مورد خدیجه (رضی الله عنه) سؤال كرد و در آن هنگام خدیجه در خانه نبود. جبریل فرمود: چون خدیجه آمد به او خبر بده كه خدایش بدو سلام مى‏رساند.پیامبر (ص) فرمودند: به خدیجه مژده دهید كه خانه‏یى از قصب (زر، مروارید) خواهد داشت كه نه هیاهویى در آن است و نه اندوهى. درباره معنى قصب از شریك كه یكى از راویان این روایت است پرسیدند، گفت: یعنى زر، و در حدیث دیگرى مروارید معنى شده است.

انس مى‏گوید: رسول خدا (ص) به خدیجه از انگور بهشت خورانده است.

عایشه مى‏گوید: پیامبر (ص) خدیجه را ستایش مى‏فرمود. من گفتم: چه مقدار آن زن سرخ گونه را یاد مى‏كنید؟ همانا خداوند بهتر از او نصیب شما فرموده است. فرمود:

خداوند بهتر از او نصیب من نفرموده است، زیرا هنگامى كه همه مردم مرا تكذیب مى‏كردند، او مرا تصدیق مى‏كرد و هنگامى كه مردم مرا محروم مى‏داشتند او با اموال خود با من مواسات مى‏كرد و خداوند فرزندان مرا از او به من عنایت فرمود و حال آن كه از غیر او فرزندى به من عنایت نفرمود.

 و روایت شده است كه پیرزنى به حضور پیامبر آمد و رسول خدا نسبت به او بسیار محبت فرمود. چون آن زن بیرون رفت، عایشه پرسید: این كه بود؟ فرمود: در روزگار زندگانى خدیجه پیش ما مى‏آمد و وفادارى از ایمان است.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1390 ساعت 07:17 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

خداوند متعال به خدیجه سلام می رساند

ابن هشام گوید كه: کسی که به او اعتماد دارم برایم نقل کرد كه جبرئیل(ع) بر پیغمبر(ص) نازل شد و گفت: اى محمد برسان سلام پروردگار را به خدیجه. پس آن حضرت به خدیجه فرمود كه: اینك جبرئیل آمده و می گوید كه پروردگار تو به تو سلام رسانید، خدیجه گفت كه: اللَّه تعالى سلام است و از او سلام است، و بر جبرئیل سلام است‏.


متن عربی:

و قال ابن هشام حدثنی من أثق به أن جبرئیل أتى النبی ص فقال أقرئ خدیجة من ربها السلام فقال رسول الله ص یا خدیجة هذا جبرئیل یقرئك من ربك السلام قالت خدیجة الله السلام و منه السلام و على جبرئیل السلام.

كشف الغمة فی معرفة الأئمة،ج‏1،512


نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1390 ساعت 07:15 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

حسد عایشه بر خدیجه(س) به سبب اکرام پیامبر(ص)

عایشه می گوید: بحسد نورزیدم بر احدى از زنان پیامبر به اندازه‏اى كه بر خدیجه حسد کردم با وجود این كه او را هرگز ندیدم ولیكن پیامبر او را بسیار یاد مى‏كرد.

و هر وقت پیغمبر گوسفندى مى‏كشت بعد آن را قطعه قطعه مى‏كرد و براى دوستان خدیجه مى‏فرستاد. بعضا به او مى‏گفتم كه گویا در دنیا جز خدیجه زن دیگرى نبود، مى‏فرمود: چرا بود ولى او مادر فرزندم بود.

عایشه گفت: «و لقد امره ربّه عزّ و جلّ ان یبشرها ببیت من قصب فی الجنّة»

متن عربی:

فَمِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ فِی الْحَدِیثِ الثَّمَانِینَ فِی الْمُتَّفَقِ عَلَیْهِ مِنْ مُسْنَدِ عَائِشَةَ قَالَتْ مَا غِرْتُ عَلَى أَحَدٍ مِنْ نِسَاءِ النَّبِیِّ ص مَا غِرْتُ عَلَى خَدِیجَةَ وَ مَا رَأَیْتُهَا قَطُّ وَ لَكِنْ كَانَ یُكْثِرُ ذِكْرَهَا وَ رُبَّمَا ذَبَحَ الشَّاةَ ثُمَّ یَقْطَعُهَا أَعْضَاءً ثُمَّ یَبْعَثُهَا فِی صَدَائِقِ خَدِیجَةَ فَرُبَّمَا قُلْتُ لَهُ كَأَنَّهُ لَمْ تَكُنْ فِی الدُّنْیَا امْرَأَةُ إِلَّا خَدِیجَةُ فَیَقُولُ ص إِنَّهَا كَانَتْ وَ كَانَتْ لِی مِنْهَا وَلَدٌ وَ قَالَتْ عَائِشَةُ وَ لَقَدْ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ فِی الْجَنَّة.

الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف،ج‏1،291


نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1390 ساعت 07:10 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

بشارت پیامبر(ص) به خدیجه(س) در هنگام وفاتش

هنگامى كه «خدیجه»، همسر رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله بیمار بود و به همان بیمارى هم از دنیا رحلت كرد، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بر اثر علاقه بى‏نهایتى كه نسبت به او داشت خطاب به وى گفت: خوشایند نیستم از بیمارئى كه در تو مشاهده مى‏كنم با توجه به اینكه مى‏دانم، خداى تعالى در این ناخوشایندى، خیر كثیرى قرار داده است. آیا به این حقیقت نرسیده‏اى كه خداى تعالى علاوه بر تو كه در بهشت هم چنان همسر من خواهى بود، «مریم» دختر «عمران» و «آسیه» همسر «فرعون» و «كلثوم» خواهر موسى علیه السّلام را هم به همسرى من در خواهد آورد؟ «خدیجه» گفت: براستى خداى متعال آنچه را كه فرمودى، انجام خواهد داد؟ در پاسخ فرمود: آرى! «خدیجه» كه از این حقیقت خبردار شد اظهار داشت: اینك آسایشى در خود احساس مى‏كنم و دوست دارم فرزندانم از رحلت من، هیچ گونه نگرانى و ناراحتى به خود راه ندهند.


متن عربی:

 (الهیثمى فى مجمعه ج 9 ص 218) قال: و عن أبى رواد، قال:

دخل رسول اللّه صلى اللّه علیه (و آله) و سلم على خدیجة فى مرضها الذى توفیت فیه، فقال لها: بالكره منى الذى أرى منك یا خدیجة، و قد یجعل اللّه فى الكره خیرا كثیرا، أما علمت أن اللّه عز و جل زوجنى معك فى الجنة مریم بنت عمران و امرأة فرعون و كلثم أخت موسى؟ قالت: و قد فعل اللّه ذلك یا رسول اللّه؟ قال: نعم، فقالت: بالرفاء و البنین (قال) رواه الطبرانى.

فضائل الخمسة من الصحاح الستة،ج‏1،167   


نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1390 ساعت 06:45 ب.ظ توسط شاهد نظرات |


Design By : Pichak