تبلیغات
پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام - مطالب حضرت زهرا(س)-تاریخ شناسی






























پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام

تشییع و تدفین جنازه حضرت زهرا(س)

در تاریخ طبرى مى‏نگارد: فاطمه علیها السّلام شبانه دفن شد، و غیر از عبّاس و على(ع) و مقداد و زبیر كسى در تشیع جنازه آن بانو حاضر نشد.

در روایت ما نقل شده كه: حضرت على(ع)، حسن(ع)، حسین(ع)، عقیل، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و بریده، بنا به روایتى: عبّاس و پسرش فضل و طبق روایت دیگر حذیفه و ابن مسعود به جنازه آن حضرت نماز خواندند.

اصبغ بن نباته مى‏گوید: از حضرت على(ع) درباره اینكه فاطمه شبانه دفن گردید جویا شدند، فرمود: به علّت اینكه فاطمه زهرا(س) بر گروهى خشمناك بود و راضى نبود كه آنان براى تشییع جنازه‏اش حاضر شوند. و بر كسانى كه آنان را دوست نداشته باشند حرام است كه بر جنازه احدى از فرزندان فاطمه نماز بخوانند.

روایت شده: حضرت على قبر فاطمه علیها السّلام را با زمین یكسان نمود.

گفته‏اند: على علیه السّلام تعداد هفت قبر شبیه به قبر فاطمه تشكیل داد كه قبر آن بانو شناخته‏

نشود.

روایت شده كه چهل قبر براى حضرت زهرا ترتیب داد تا قبر واقعى آن بانو تشخیص داده نشود و كسى حتى بر قبر او نماز نخواند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 ساعت 07:27 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

طبق نقل ابن أبی‌شیبه، حضرت زهرا‌علیهاالسّلام در هدایت مسیر تحصّن، چه نقشی را بر عهده داشتند؟

پاسخ:

با بررسی نقل‌های به دست آمده از ماجرای تحصّن در خانه حضرت زهراعلیهاالسّلام، در می‌یابیم که ایشان نقش ویژه‌ای در هدایت مسیر تحصّن، در اعتراض به خلافت ابوبکر و اعلان غصب خلافت امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام توسّط او، بر عهده داشتند.

ابن أبی‌شیبه ماجرای تحصّن در خانه حضرت زهراعلیهاالسّلام را این‌گونه بیان می‌کند:

كانَ عَلِیٌّ وَ الزُبَیْرُ یَدْخُلانِ عَلی فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ فَـیُشاوِرُونَها...

علی و زبیر نزد فاطمه ـ دختر رسول خدا ـ می‌رفتند و از وی راهنمایی می‌گرفتند...(1)

انتخابِ بیت فاطمه‌علیهاالسّلام به عنوانِ محلّ تحصّن از یک سو، و مشورتِ متحصّنین با حضرت زهراعلیهاالسّلام از سوی دیگر، از محوریّت شخصیّت والای حضرت زهراعلیهاالسّلام در ماجرای اعلانِ اعتراض سیاسی به خلافت ابوبکر، حکایت دارد.

مخاطبْ قرار گرفتن حضرت زهراعلیهاالسّلام، از طرفِ فرمانده مهاجمین نیز گویای آن است که در ماجرای تحصّن سه‌روزه، رهبری معنوی تحصّن‌کنندگان بر عهده حضرت زهراعلیهاالسّلام بوده است.

  


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 ساعت 02:03 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

طبق نقل ابن أبی‌شیبه، هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرت زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. آیا این مطلب با ادّعای جسارت به ایشان از سوی مهاجمین، قابل قبول و قابل جمع است؟

پاسخ:

هرچند در یک نگاه ابتدایی به نقل ابن أبی‌شیبه، چنین برداشت می‌شود که نظام حاکم، هنگام برخوردِ نظامی با حضور مخالفین سیاسیِ خود در بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، احترام حضرتِ زهراعلیهاالسّلام را رعایت کرده است؛ امّا از دقّت در «نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرتِ زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین»، نمی‌توان به سادگی باور کرد که هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرتِ زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند.

نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین

سند شماره 1

ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 12)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند:

وَ إنَّ أبابَکْرٍ تَفَقَّدَ قَوْماً تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَتِهِ عِنْدَ عَلِیٍّ، فَبَعَثَ إلَیْهِمْ عُمَرَ... فَدَعا بِالْحَطَبِ وَ قالَ:

وَ الَّذِی نَفْسُ عُمَرَ بِیَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَاُحْرِقَنَّها عَلی مَنْ فِیها...

فَوَقَفَتْ فاطِمَةُ عَلی بابِها، فَقالَتْ:

لا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ حَضَرُوا أسْوَأ مَحْضَرٍ مِنْکُمْ...

   


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 ساعت 02:11 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

«ابن أبی‌شیبه» کیست و ماجرای «هجوم اوّل به خانه فاطمه ‌علیهاالسّلام» را چگونه نقل می‌کند؟

پاسخ:

عبدالله بن محمّد بن إبراهیم بن أبی‌شیبه، مشهور به: «أبوبکر بن أبی‌شیبه»، از حدیث‌نگارانِ قرن سوم هجری است.

او در نزد اهل سنّت، از آموزگارانِ برجسته حدیث (= مشایخ حدیث) به شمار می‌رود و مشاهیری چون: بُخاری (متوفّای 256)، مُسلم (متوفّای 261)، ابن ماجه (متوفّای 273) و احمد بن حَنبل (متوفّای 241)، در ردیفِ شاگردانش قرار دارند.

تنها کتاب باقی مانده از ابن أبی‌شیبه، «المُصَـنّف»(1) نام دارد که علاوه بر روایت‌های نبوی، مشتمل بر فتواهای صحابه، تابعان و فقهای پس از تابعان نیز می‌باشد.

هرچند مطالبِ این کتاب به صورت «موضوعی» و بر پایه «ابوابِ فقهی» تنظیم و طبقه‌بندی شده است؛ امّا نقل‌های مندرج در آن، از تنوّع چشم‌گیری برخوردار می‌باشد؛ به ‌گونه‌ای که باید گفت:

مطالب مندرج در این کتاب، اختصاص به موضوع خاصّی، از جمله فقه، ندارد.

از این رو می‌توان کتاب «المُصَـنّف»، تألیف: ابن أبی‌شیبه را از «جوامع کهن حدیثی» نزد اهل سنّت، به شمار آورد.(2)

ابن أبی‌شیبه ماجرای هجوم اوّل به خانه فاطمه‌علیهاالسّلام را چنین نقل می‌کند:

   


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 ساعت 09:02 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

60سند برای خطبه فدکیه از کتب شیعه و سنی:

 1- بلاغات النساء: ابن طیفور احمد بن ابی‏طاهر مروزی (204- 280 ه)

 2- السقیفه و فدک: ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری (ت 323 ه)

3- شرح الاخبار: قاضی ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی (ت 363 ه)

4- المناقب: ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ابن مردویه (ت 411 ه)

5- الفائق: اسعد بن شقروه (ق 4 ه)

 6- الشافی فی الامامه: سید مرتضی علم الهدی، علی بن الحسین موسوی، ابوالقاسم (355- 436 ه)

7- تلخیص الشافی: شیخ طوسی، ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی طوسی (ت 460 ه)

8- دلائل الامامه: ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری، طبری صغیر (ق 5 و 6 ه)

9-  الاحتجاج علی اهل اللجاج: ابومنصور احمد بن علی بن ابی‏طالب طبرسی (ح 520 ه)

10- مقتل الحسین علیه‏السلام: خطیب خوارزمی، ابوالمؤید موفق بن احمد مکی (ت 568 )

11- نثر الدر: ابوسعید آبی (422 ه )

12- شرح نهج‏البلاغه: ابن ابی‏الحدید، عزالدین عبدالحمید بن محمد مدائنی معتزلی (586- 656 ه)

13- کشف الغمة: ابوالحسن علی بن عیسی بن ابی‏الفتح اربلی (ت 693)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 ساعت 05:20 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

غصب فدک در کلام حضرت خضر نبی(ع)

درکتاب نزهة الکلام به نقل از ابن عباس آمده است: روزی به خانه ابوبکر رفتم عمر بن خطاب و چند نفر دیگر آنجا بودند. ناگاه پیرمردی وارد شد و سلام کرد. جوابش دادیم. ابوبکر گفت: ای پیرمرد بنشین. پیرمرد تکیه بر عصا نمود و گفت: من قصد حج دارم و مرا همسایه ای است که به من گفت: تو به حج می روی پس پیغام مرا به خلیفه رسول خدا برسان. گفت: بگو من زنی ضعیفه ام و مرا پدری بود که یاری ام می داد. پس پدرم وفات یافت و مزرعه ای برای من گذاشت که وجه معاش من و فرزندانم از آن بود. امیر آن شهر مزرعه را از من گرفت و یکی از عمال خود را بر آن گماشت تا درآمد آن را بگیرد و به او برساند و از آن هیچ به من و فرزندانم نمی دهد.

ابوبکر گفت: کراهت باد آن غاصب فاجر را. عمر گفت: ای خلیفه رسول خدا! کسی را بفرست تا آن ظالم فاجر را به سزای خود برساند.

ابن عباس گوید: پس دیدم که پیرمرد بازگشت و گفت: نعوذبالله من حقد الله فمن اظلم ممن یظلم بنت رسول الله (ص).

"پناه می برم به خدا از دشمنی و عداوت خدا.چه کسی از ظلم کننده بر دختر رسول خدا ظالم تر و فاجر تر است؟" و از آن خانه بیرون رفت.

ابوبکر گفت: او را برگردانید و کسی را دنبال او فرستاد. اما پیرمرد را ندیدند.

ابن عباس گفت: خدمت امیر المومنین علیه السلام رسیدم. حضرت از این داستان پرسید و سپس فرمود: او خضر پیامبر بود.

حدیقه الشیعه ج1ص326به نقل از نزهة الکرام ج1ص232


نوشته شده در چهارشنبه 31 فروردین 1390 ساعت 08:40 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

فدک سند مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها

اموال پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله

به طور کلی می توان اموال غیر منقول حضرت رسول صلی الله علیه و اله را به پنج دسته تقسیم کرد:

ارث - خرید - هبه و هدایا - خمس - فیء.

فیء اموال و زمینهایی است که به وسیله جنگ و نزاع به دست مسلمانان نرسیده و بر آن سرزمین ها اسب وشتر نتاخته باشند. این زمینها به تصریح آیات الهی (مانند آیه 6 سوره حشر) مِلک خاصّ رسول خدا صلی الله علیه و اله است. یکی از مصادیق فیء زمین فدک بوده است.

مشخصات فدک

فدک دهی است در حجاز که میان آن و مدینه دو روز راه بود (نزدیک به 160 کیلومتر) و در آن مزارع و چشمه آبی قرار داشت. در آن منطقه دژی نیز وجود داشته است که به آن شُمْروخ می گفتند. (1)

امروز نام این منطقه حائط است که از بزرگترین روستاهای نزدیک به خیبر می باشد و در آن نخلهای فراوانی به چشم میخورد. (2)

ابن منظور و حُموی در توصیف فدک می نویسند: فیها عین و نخل.

 در آن چشمه و درختان نخل وجود داشت.(3)

و فیها عین فواره و نخل کثیره.

در زمینهای آن چشمه جوشان و نخلهای زیادی بود. (4)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 30 فروردین 1390 ساعت 09:11 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

آیا در میان نقل‌های اهل سنّت، اسنادی وجود دارد که در آن‌ها به سقط شدن حضرت محسن ‌علیه ‌السّلام اشاره شده باشد؟

پاسخ:

از آن‌جایی که حوادث تلخ و رسواکننده هجوم به «بیت فاطمه علیها السّلام» و اسناد تاریخی حاکی از ایراد «ضرب و جرح» به حضرت زهراعلیهاالسّلام به دست تاریخ‌نویسانِ مکتب خلافت، از صفحات کتب اهل سنّت محو شده است، بازخوانی ماجرای جانگداز سقط حضرت محسن‌علیه‌السّلام نیازمند به کشف سرنخ‌های پنهان و معدودی می‌باشد که بایستی از لابه‌لای انبوهی از اوراق، استخراج گردد.(1) چرا که بخش عمده‌ای از مدارک تاریخی و اسناد مرتبط با سقط حضرت محسن‌علیه‌السّلام ـ با انگیزه پاک‌سازی صفحات تاریخ از یورش هوادارانِ ابوبکر به حضرت فاطمه‌علیهاالسّلام ـ دستخوش تحریف و کتمان گردیده است.

با این وجود، با جستجو در لابه‌لای اسناد تاریخی اهل سنّت، به اسنادی برخورد می‌کنیم که به سقط شدن حضرت محسن‌علیه‌السّلام اشاره مستقیم داشته‌اند.

امّا در اکثر این نقل‌ها علیرغم اعتراف به سقط حضرت محسن‌علیه‌السّلام، از بازگویی حوادث ناگواری که به این واقعه منجر گردید، اجتناب می‌شود و به عوامل تأثیرگذار در وقوع سقط، هیچ اشاره‌ای نمی‌گردد. به نمونه‌های زیر توجّه فرمایید:

سند شماره یک

ابن ‌صبّاغ مالکی (متوفّای 855) می‌نویسد:

... وَ أنـَّهُ کانَ سِقْطاً.‌(2)

که وی، بچّه‌ای سقط شده بود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین 1390 ساعت 06:52 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

در زمینه واقعه سقط حضرت محسن‌علیه‌السّلام، چه تحریف‌هایی در کتب اهل سنّت صورت گرفته است؟

پاسخ:

ماجرای شهادت فرزندی که صدّیقه طاهره‌ علیها السّلام در جان خود داشتند و از سوی رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله «مُحَسِّن» (یا بنا به قرائت مشهور «مُحْسِن») نام‌گذاری شده بود،(1) از بارزترین مواردی است که در کتب اهل سنّت تحریف شده است.

از آن‌جایی که این ماجرای تلخ، هر وجدان بیداری را متأثّر می‌کند، نویسندگان و مورّخین اهل تسنّن بر آن شدند که یا این واقعه را از کتب تاریخی خود حذف کنند، یا خلیفه اوّل را ـ که مسبّب اصلی این اتّفاق بود ـ از آن مبرّا سازند.

به برخی نمونه‌ها اشاره می‌کنیم:

1) نشانه تحریف سقط حضرت محسن‌ علیه ‌السّلام در نوشتار بَلاذُری

علّامه شیخ زین الدین عاملی بَیاضی‌قدّس‌سرّه (متوفّای 877) از علمای بزرگ شیعه، در کتاب ارزشمند خویش «الصراط المستقیم» چنین می‌نویسد:

وَ مِنْها ما رَواهُ الْبَلاذُرِیُّ وَ اشْتَهَرَ فِی الشِیعَةِ أنـَّهُ حَصَرَ فاطِمَةَ فِی الْبابِ حَتّی أسْـقَطَتْ مُحْسِناً.(2)

از جمله آن موارد [و اعمال ناشایست خلیفه دوم] آن مطلبی است که بَلاذُری [از علمای سنّی‌مذهب و متوفّای 279] نقل کرده و در میان شیعیان نیز مشهور است که او (عمر بن خَطّاب) فاطمه[علیهاالسّلام] را آن‌چنان بین در و دیوار قرار داد، که [فاطمه‌علیهاالسّلام، فرزندش] محسن را سقط نمود.

با جستجو در کتاب‌های چاپ شده از بَلاذُری، می‌توان به روشنی دید که چنین مضمونی، در این آثار به چاپ نرسیده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 22 فروردین 1390 ساعت 11:14 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

با وجود این‌که مورّخین اهل سنّت نوعاً از ثبت «وقوع احراق خانه فاطمه‌علیهاالسّلام» خودداری کرده‌اند، آیا نشانه‌هایی راهگشا جهت کشف این حقیقت در میان کتب ایشان وجود دارد؟

پاسخ:

شاید در اکثر کتب اهل سنّت شرح «وقوع احراق خانه فاطمه‌علیهاالسّلام» ثبت نشده باشد، امّا با جمع‌بندی مجموعه قرائن و شواهد موجود در کتب معتبر و مهمّ ایشان، وقوع این ماجرا برای هر محقّقِ تیزبینی قابل اثبات خواهد بود.

خاطرنشان می‌گردد که: در منابع اهل سنّت تنها «تهدیدهای جدّی عمر بن خَطّاب برای به آتش کشیدن خانه و جمع‌آوری هیزم جهت اجرای این تهدید» ثبت شده،(1)(2) و در خصوص سایر حوادث تلخ و ناگوار «احراق بیت فاطمه‌علیهاالسّلام»، تحریف گسترده‌ای در منابع عامّه صورت گرفته است، در مواردی حتّی تلاش شده بر ماجرای «تهدیدهای خشونت‌بار عمر بن خَطّاب به آتش‌افروزی» نیز سرپوش گذاشته شود. برای مثال:

در برخی مدارک، «تهدید به احراق» یعنی واژه «لَاُحْرِقَنَّ: حتماً می‌سوزانم» به «لَاَفْعَلَنَّ: حتماً انجام می‌دهم» تبدیل شده و تحریف گردیده است.‌(3)

به این ترتیب، سخن «عمر بن خَطّاب» که اهل خانه را به آتش‌افروزی تهدید می‌کرد، به جملاتی مانند «آن کار را انجام می‌دهم!» تغییر یافته است!؟

ابن ‌أبی‌الحدید معتزلی (متوفّای 656) در کتاب معروفِ خویش به نام «شرح نهج ‌البلاغه» به نقل از کتاب «مُروجُ الذهب» تألیف مسعودی (متوفّای 346) چنین می‌نویسد:


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 21 فروردین 1390 ساعت 07:50 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

حادثه ششم)

نقل‌های تاریخی حاکی از آن است که حضرت زهراعلیهاالسّلام، تهدیدِ عمر بن خَطّاب مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصریح فرموده‌اند؛ چنانچه در نقل ابن أبی‌شیبه خواندیم:

فَقالَتْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیُمْضِیَنَّ لِما حَلَفَ عَلَیْهِ...‌(19)

آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برایش سوگند خورده، عمل می‌کند.

همچنین در نقل ابن عبد البَرّ (متوفّای 463)، مندرج در کتاب «الإستیعاب فی معرفة الأصحاب» (جلد 3، صفحه 100)، چاپ: بیروت؛ (جلد 3، صفحه 975)، چاپ: مصر، می‌خوانیم:

فَقالَتْ لَهُمْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیَفِیَنَّ بِها...‌(20)

آن بانو به ایشان فرمود:

... به خدا سوگند، او به آن [= سوگندش] وفا می‌کند.

نتیجه:

تهدید به سوزاندنِ خانه، کاملاً جدّی و واقعی بوده است.‌(21)

همچنین باید گفت:


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 21 فروردین 1390 ساعت 07:46 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

آیا سند تاریخی «تهدید عمر مبنی بر به آتش کشاندن خانه فاطمه زهراعلیهاالسّلام» در میان منابع اهل سنّت ـ به غیر از نوشتار «ابن قُتَیْبَه دینوری» در کتاب «الإمامة و السیاسه» ـ ، در منبع و مأخذ دیگری هم ثبت و ضبط شده است؟

پاسخ:

ثبت و ضبطِ «تهدید عمر مبنی بر به آتش کشاندن خانه فاطمه‌علیهاالسّلام» تنها به کتاب «الإمامة و السیاسه» اختصاص نداشته و تصریحات حاکی از صحّت وقوع این ماجرا را در سایر منابع معتبر مکتب خلفا نیز می‌توان مشاهده نمود.

برخی از این منابع عبارت‌اند از:

1 ـ«أنساب الأشراف» (تألیف: بَلاذری، متوفّای 279)، ج 1، ص 586، رقم 1184، چاپ مصر.

2 ـ«تاریخ الاُمم و الملوک» (تألیف: طبری، متوفّای 310)، ج 2، ص 443، چاپ بیروت.

3 ـ«العِقد الفرید» (تألیف: ابن عبد ربّه، متوفّای 328)، ج 5، ص 13 ـ 14، چاپ بیروت، 1404 ق (= ج 3، ص 64، چاپ مصر، 1353 ق)

4 ـ«المختصر فی أخبار البشر» (تألیف: ابوالفِداء، متوفّای 732)، ج 1، ص 156، چاپ بیروت (= ج 1، ص 165، چاپ مصر)

همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، «تهدید عمر مبنی بر احراق بیت فاطمه‌علیهاالسّلام» در کتب دیگری غیر از «الإمامة و السیاسه» نیز به ثبت رسیده است و با اِستناد به منابع فوق می‌توان گفت:

جای هیچ شکّی در «تهدید عمر مبنی بر به آتش کشاندن خانه فاطمه ‌علیهاالسّلام» وجود ندارد و وقوع این ماجرا، از حوادث قطعی و تردیدناپذیر در تاریخ اسلام محسوب می‌شود.

نوشته شده توسط گروه طرح و تحقیق فاطمیّه  


نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1390 ساعت 07:45 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

رویکرد مورّخین اهل سنّت در نقل حوادث فاطمیّه چگونه است؟

پاسخ:

مورّخین اهل سنّت (به پشتوانه عقاید تند تسنّن‌گرایانه‌شان ـ به ویژه عقیده به عدالت صحابه ـ )، تنها به ثبت حوادثی پرداخته‌اند که انگشت اتّهام خواننده را به سمت نظام خلافت برنگرداند و باور خواننده را به سوی حقّانیّت عملکردهای امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا‌علیهما‌السّلام متمایل نسازد.

بنابر «انگیزه و معیارِ فوق»، حوادث فاطمیّه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

دسته‌ اوّل:

حوادثی‌اند که باید به طور کامل حذف یا تحریف شوند؛ زیرا کوچک‌ترین اشاره‌ای به حقیقت آن‌ها، در تعارض با «انگیزه و معیارِ» مورّخ سنّی قرار می‌گیرد؛ همانند حوادث مربوط به ضرب و جرح حضرت زهراعلیهاالسّلام.

دسته دوم:

حوادثی‌اند که نیازی به حذف یا تحریف ندارند و حتّی اگر به طور کامل نیز نقل شوند؛ نه تنها با «انگیزه و معیار» مورّخ سنّی در تعارض نمی‌افتند؛ بلکه، تأمین‌کننده هدف او نیز به شمار می‌روند؛ همانند حوادث مربوط به هجوم منجر به شکست تحصّن (هجوم اوّل) یا استنصارهای شبانه. زیرا حاکی از مخالفت امیرالمؤمنین علی‌علیه‌السّلام با نظام خلافت و خلیفه مسلمین و تلاش برای تفرقه در امّت اسلام و مخالفت با جماعت صحابه و... است و در عین حال از واکنش نظام خلافت هم در آن‌ها اثری نیست.

دسته سوم:

حوادثی‌اند که نیازمند به نوع خاصّی از تحریف می‌باشند و اگر این حوادث، به صورت «تقلیل یافته» نقل گردند، نه تنها در تعارض با «انگیزه و معیار» مورّخ سنّی قرار نمی‌گیرند؛ بلکه، تأمین‌کننده هدف او نیز محسوب می‌شوند؛ همانند حوادث احراق بیت فاطمه‌علیهاالسّلام که به صورت تقلیل یافته (= تهدید به احراق) نقل گردیده‌اند. به عبارت دیگر، «انگیزه و معیارِ» مذکور، مورّخ سنّی را بر آن داشته است تا برخی حوادث فاطمیّه را به طور کامل از صفحه کتابش محو نسازد؛ بلکه آن را تحریف کرده و به صورت «تقلیل یافته» نقل نماید.

نوشته شده توسط گروه طرح و تحقیق فاطمیّه  


نوشته شده در چهارشنبه 17 فروردین 1390 ساعت 12:38 ب.ظ توسط شاهد نظرات |

چرا حضرت زهرا علیهاالسّلام دستور خروج متحصّنین از خانه‌شان را صادر فرمودند؟ آیا این فرمان ایشان، بر هدایت متحصّنین به انجام بیعت با ابوبکر دلالت ندارد؟!!

پاسخ:

حضرت زهراعلیهاالسّلام در مسیر استمرار مبارزه سیاسی با نظام حاکم و با توجّه به لزوم حفاظت از جانِ امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام(1)، دستور خروج افراد از خانه را صادر فرمودند.

از آن‌جایی که آن حضرت‌علیهاالسّلام می‌دانستند که پایان دادن به تحصّن سه روزه و ترک خانه ایشان، برای تحصّن‌کنندگان تلخ و دشوار است؛ از این رو، با به کار بردن عبارتِ «فَانْصَرِفُوا راشِدِینَ»، رضایت خود را از: مقاومتِ سه‌روزه و فریادِ اعتراض سیاسی تحصّن‌کنندگان (یعنی: کارهایی که تحصّن‌کنندگان، تا پیش از صدور فرمانِ خروج از خانه، به انجام رسانده بودند)، اعلام داشتند.

شرح

در لغت عرب، به فردی که وجه کارش را درک کند و راهش را بشناسد، «راشد» گویند.(2)

با تتبّع در موارد کاربردِ عبارتِ «إنْصَرِفْ راشِداً»، به روشنی می‌توان دریافت که سخن حضرتِ زهراعلیهاالسّلام خطاب به متحصّنین، یک «ترکیبِ اصطلاحی» در زبان عرب محسوب می‌شود.

«إنْصَرِفْ راشِداً»، مدح و دعایی است به شکل «حال»، در حقّ مخاطب. این «ترکیبِ اصطلاحی» در جایی به کار می‌رود که گوینده می‌خواهد رضایت خود «از آنچه مخاطبش تاکنون به انجام رسانده است» را اعلام کند و به او بگوید:

ـ آنچه باید در حقّ ما انجام می‌دادی را به ‌خوبی، به انجام رساندی.

ـ تا همین‌جا کافی است؛ ما از آنچه تاکنون انجام دادی، راضی و خشنود هستیم.

ـ به همین مقدار از انجام کار اکتفا کن؛ همین مقدار بس است.

ـ از شما گلایه و شکایتی نداریم.

ـ از زحمات شما متشکّریم؛ چیزی را در حقّ ما فروگذار نکردید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 16 فروردین 1390 ساعت 07:27 ق.ظ توسط شاهد نظرات |

معمولاً محقّقان و پژوهشگران دانشگاهی جهت یافتن اسناد و مدارک حاکی از مصائب حضرت زهراعلیها‌السّلام (هجوم ، احراق و لطمات جسمانی) با چه توقّع و انتظار اوّلیّه‌ای به منابع اهل سنّت مراجعه می‌کنند و در عمل با چه واقعیّتی مواجه می‌شوند؟

پاسخ:

یکی از توقّعات غیر علمی بسیاری از مخاطبین مباحث فاطمیّه، از جمله برخی محقّقان و پژوهشگران جامعه دانشگاهی از اهل سنّت، این است که در هنگام بحث و گفتگو از مصائب حضرت زهراعلیهاالسّلام انتظار دارند که: اسناد و مدارک مربوط به مصائب حضرت زهراعلیهاالسّلام را در حدّ تواتر، و با دلالت‌های واضح، صریح و آشکار ـ به گونه‌ای که بسیاری از جزئیّات حوادث را هم پوشش دهد ـ ، در منابع مهم و اصلی اهل سنّت بیابند. حال آن‌که وقتی به این منابع مراجعه می‌نمایند، یا با فقدان و تحریف اسناد و مدارک دلخواهشان، و یا با تضعیف رجالی معدود اسنادی که آن‌ها هم به طور ناقص و مبهم نقل شده‌اند، مواجه می‌شوند؛ چرا که اساساً منش و روش دانشمندان اهل سنّت در ثبت، حذف، کتمان و تحریف حوادث تلخ صدر اسلام، بر دفاع کورکورانه از سردمداران نظام خلافت و هواداران آن‌ها استوار بوده و علمای نام‌آور اهل سنّت تمامی شاگردان مکتب خلفا را به لزوم رعایت این روش توصیه کرده و بدان تصریح دارند. به نمونه‌هایی در این زمینه، توجّه فرمایید:

نمونه اوّل)

حکایت آورده‌اند که از احمد بن حنبل (متوفّای 241) سؤال شد: آیا از حسین اشقر روایت نقل خواهی کرد؟

گفت: او کسی نیست که دروغ بگوید.

گفتند: او درباره ابابکر و عمر روایاتی نقل کرده و بابی را درباره عیب‌های آنان تدوین نموده است.

گفت: اگر چنین باشد او صلاحیّت آن را ندارد که از وی روایت نقل کنیم.(1)

همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، احمد بن حنبل به صرف این‌که حسین اشقر روایت‌هایی در باب عیب‌های ابوبکر و عمر نقل کرده، صلاحیّت دریافت حدیث را از او را سلب می‌کند. (و این، در حالی است که از دید احمد بن حنبل، حسین اشقر راستگو می‌باشد.)

نمونه دوم)

«احمد بن حنبل (متوفّای 241)» از پدر خود نقل می‌کند:

ابوعوانه(2) کتابی درباره عیوب برخی اصحاب پیامبرصلّی‌الله‌علیه‌وآله تدوین نمود؛ در آن کتاب، مطالبی ناگوار آمده بود. سلام بن ابی‌مطیع کتاب را از وی به امانت گرفت و  آن را سوزاند.(3)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین 1390 ساعت 02:42 ب.ظ توسط شاهد نظرات |


Design By : Pichak